اولین مسافرت قند عسل به جزیره کیش
بعد از بدنیا اومدنت مامانی تصمیم گرفتیم بریم مسافرت داداشی دلش خیلی می خواست بریم کیش خلاصه با دایی وبچه هاش کیش راانتخاب کردیم درست دوماه وبیست روز از بدنیا امدنت می گذشت رفتیم کیش ساعت 8صبح از خونه حرکت کردیم ساعت 15/10فرودگاه بودیم ساعت حرکت هواپیما 45/10 بود بعد از مدتی سوار هواپیما شدیم حدود دو ساعتی کشید تابه جزیره زیبایی کیش برسیم ( مامانی من خیلی ترسیده بودم اخه اولین بار بود هواپیما سوار می شدم) نمی دونم شما که همش خواب بودی وبا کمربند به مامانی وصل بودی خیلی بهت خوش میگذشت مامانی وقتی از هواپیما اومدیم پایین دیدیم از طرف هتل اومدن استقبالمون بعد از جابجا شدن رفتیم ناهار بعداز ظهر استراحت کردیم بعد ساعت 30/3رفتیم پدیده شاندیز واسه گشت وخریدمامانی از اونجا هیچی خرید نکردم فقط واسه داداشی یه بلوز وواسه تو قند عسل یه ماشین دیونه یه فیل خوشگل این شد خرید مامانی برای هیچکی سوغاتی نخریدم جنساش خیلی گرون بود روز بعد هم رفتیم سواحل مرجان اونجا داداشی ومحمد امین پسر داییت جت اسکی سوار شدن حسابی حال کردند تازه بخاطر شما قند عسل مامانی نتونستم سوار جت اسکی شوم بلیط جت اسکی راهم داداشی سوار شد حالشو کردقایق سوار شدیم با خانواده دایی جون و ماهیها تو دریاخیلی قشنگ وزیبا بودن از کشتی یونانی دیدن کردیم حسابی خوش گذشت دوبار برگشتیم هتل وناهار بعد از ناهار هم رفتیم کلاسیک شو و باغ پرندگان وپارک دلفینها خیلی جای زیبایی بود مامانی دیدی چقدر دلفینها قشنگ بودن وبرنامه شون خیلی شاد بود خلاصه خیلی برنامه های زیبایی دیگه هم داشتند اجرا میکردند که الان مامانی اسمشون یادم نیست
مامانی شما تو مسافرت خیلی پسر خوبی بودی واصلا اذیت نکردی بعضی اوقات که تو بغل دختر دایی معصومه بودی همه فکر میکردن عروسکی الهی مامان قربونت بشه
مامانی یه بارکه رفتیم هتل ناهار بخوریم یه خانمی به معصومه دختر داییت گفت چه عروسک خوشگلی داری از کجا خریدی یه دفعه تو گل پسر خنده کردی اون خانمه تازه فهمید بغل معصومه عروسک نیست یه نینی ناز هست .
بعداز سه روز برگشتیم خونه وحسابی روحیه مون عوض شده بود
گل پسرمون خیلی پسر خوبی بود تو مسافرت الهیییییییییییی مامان فدات بشه






اولین مسافرت قند عسل به جزیره کیش
